صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
حامی مهر باش تا خداوند مهر،حامی تو باشد
|
|
آرزو خوب یادمه وقتی که پا تو دنیاش گذاشتم
دنیای من تباه شد یه روز خوش نداشتم صبح تا غروب همیشه کارم فقط خوندن بود وقتی تو رو می دیدم هوای تازه داشتم چه سرد بود و چه بی روح تمام شعرهای من اما برای چون تو اشعار ناب نوشتم گلهای پژمرده رو از توی باغ برچیدم تو باغ آرزوهام گلهای تازه کاشتم چه خیالاتی داشتم تو دنیای من بودی اما تو رفتی و من موندم با سر گذشتم تصمیم گرفتم دیگه دل به کسی نبندم آی آدمها بدونید این بوده سرنوشتم رفتی تنهام گذاشتی انگار که رفتی سفر من هم به ناچار باید کوله رو بر می داشتم تمام آرزوهام با تو رفت اما حالا آرزومه ببینم من هم توی بهشتم (حامی) آرامشی خدائی
قشنگ ترین خاطره مون لحظه آشنایی بود روزهای من به لطف تو روزگاری طلایی بود چشمهای تو برای من امید زندگانی بود صدای تو مثل نفس تو اوج بی صدائی بود رفتن تو از پیش من آغاز بی قراری بود حضور تو کنار من آرامشی خدائی بود یادش بخیرکه اون روزا چه عشقو شوروحالی بود از عشق تو نصیب من جدائی و تنهایی بود (حامی) خدایا خدایا گر چه می دانم که من غرق گناهم
ولی خود یاریش ده این دل گم کرده راهم خدایا هر شب و روز سوی توست دست نیازم خدا بنگر تو اشکهای پر از سوز نگاهم خدایا هر نفس قلبم صدا می زد خدایم دگر بشنو صدای ناله ها و بغض و آهم خدایا ای تو امیدم خودت دانی که تنهایم که یاد و دست توست هر لحظه هر جا سرپناهم با تو بودن
با تو بودن آرزوی هر شب و روز منه از تو گفتن بهترین حرف رو لبهای منه زندگی برای من با تو چه زیباست گلم بی تو موندن بدترین لحظه ی این عمر منه گرچه بیهوده بدانند دیگران این کار را شعر سرودن واسه تو آرامش روح منه با تو بودن از تو گفتن بی تو موندن شعر سرودن همه از عشق تو و این دل بی تاب منه (حامی) عشق خدایی ای که یاد تو همیشه همدم تنهائی من
اون دو چشم نازنینت باعث رسوائی من من که دردنیا به جزعشق توشه ای دگرندارم عشق تو ای یار خوبم همه دارائی من شب و روزم شده یادت چاره ای دگر ندارم یه لحظه آروم نداره این دل هوائی من پس بیا بمون کنارم تو همیشه یار من باش بدون تو خیلی تنهام ای عشق خدائی من (حامی) شاپرک عاشق بود و نبود عاشق دریا و رود عاشق هر آنکه هست عاشق هر آنکه بود عاشقی آواره ام عاشقی دیوانه ام برای با تو بودنم منتظر بهانه ام عاشقم عاشقی تک عاشقم چو شاپرک به دنبال عشق خود کشیدم هر جا سرک شاپرک یه عمری بود تو آسمون فراری بود دیگه یادش نمیاد مال کدوم دیاری بود شاپرک پرهاشو بست دل خود داده ز دست با دلی پر ز امید روی یک غنچه نشست شاپرک غنچه رو خواست تا که بازش بکنه آروم آروم صداش کنه اونو نازش بکنه اما غنچه باز نشد هیچ کاری چاره ساز نشد واسه ی دل شاپرک هم دل و هم راز نشد آی شاپرک همت بکن با دل خود خلوت بکن شاد باش و غصه نخور به جدائی عادت بکن (حامی) شب بخیر عزیزم نگاه مهربون تو برام نگاهی ساده نیست
شبت بخیر گفتن تو فقط برام یه جمله نیست میگن که عشق وعاشقی فقط میون قصه هاست آن یک نگاه واین یه حرف، زندگی با تو قصه نیست آره منم عاشق تو، تنها یار و مونس تو کی گفته بود که عاشقی هرگز تو این زمونه نیست من میمیرم اگه روزی نگات رو از من بگیری یه شب که شب بخیر نگی عاشقت دیگه زنده نیست (حامی) الهی رحمتی بر من عطا کن مرا بخشش ز هر سهو و خطا کن تو که دستت رسد بر شانه ی من مرا از دست نا پاکان جدا کن وگر روزی به حال خود رهاشم تو خود من را به سوی خود صدا کن خدایا در دلم دردی نهفته است تو خود درد دل من را دوا کن بترسم من ز هر قهر و بلایت مرا ایمن ز هر قهر و بلا کن تو ای حامی که در پشت غباری بترس از خالق و شرم از خدا کن
یادته ؟؟؟
خط خطی های گوشه ی دفتر مشقم یادته دوست دارم نوشتنو رو پشت دستم یادته روزهای با تو بودنو هرگز ز یاد نمی برم نامه های عاشقونه برات نوشتم یادته لرزش دستام یادته ، لغزش چشمام یادته برای دیدنت همه شور و نشاطم یادته یادته بهم گفتی جز تو کسی رو نمی خوام منم همین جمله رو با زمزمه گفتم یادته یادم دادی که یاد تو برام یه یادگاریه منم دادم به یادگار تمام قلبم یادته سهمم ازاون عشق قشنگ فقط همین یادته هاست قول دادم تا آخر عمر به یادت هستم یادته
در تمام لحظه های تنهائی در سفرم یادم بود یادم انداختی که ز یادت نبرم نه تنها درسفرم , درتمام روزهای زندگیم بس که من یاد توام از خودم بی خبرم منتظر باش من یه روزی خواهم آمد که تو را با خود به سوی آرزوهام ببرم پس دل من غیر تو یاری ندارد که دنبال تو بوده است همیشه هر نظرم بگذار تموم مردم این شهر بدانند که تنها تو بودی و توئی تک یاورم هر چه دشمن خواست نابودم کند خاموش نشد این شادی و این شررم
توی سرداب روی باتلاق وسط جنگل سردم اگه من تو رو نبینم چه کنم با غم و دردم تو چه خوب هستی عزیزم بی تو من یه برگ زردم دوست دارم همیشه باشی نکنی یه وقتی تردم توی این دنیای فانی قطره بارون یا که گردم اما تو فرشته ای که میام و دورت می گردم بعد از اون قصۀ تلخم چه خیالهائی می کردم اما با دیدن تو باز به این دنیا بر می گردم
زندگی زندگی را می شود آسان گرفت مهربانی را هم از باران گرفت می شود بی یار ماندن زیستن می توان تنهائی هم سامان گرفت می توان بهرمنورماندن این زندگی نور امید از مه تابان گرفت گر که یارم قصد ترکم را کند میتوان مرد ودوباره جان گرفت
مادر دلی که مادران دارند تو سینه دلی پاک است و گرم و آتشینه بدانم عشق مادر را به فرزند برترین عشق در روی زمینه بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند رئوف و کریم کز بسمش بگیری تا به میم همی بنهفته در آن پند و بیم خداوندی که همتایی ندارد هو الله احد مائی ندارد خداوند زمین و آسمان است که در فهم بشر جایی ندارد خداوندی که اومحتاج کس نیست که هر چه گویمش ازاوعبس نیست نه زائیده شده نه کس بزاده در این دنیا جزاو فریاد رس نیست
|
صفحه اصلي پست الکترونيک هفته دوم مهر 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته چهارم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 آذرباد بانوی مهتاب آنی شب گرد ملوس سودا و علی اهورا عشق دوستی صفا و ... بهترین دانلودها... کلبه ی عاشقان به نام تنهای تنها فقط دختر ها وارد شوند سكوت عشق حاضرين در سايت:
|